سـقـز در گـذر زمان

مـقـدمـه

کـردسـتان و سـقـز در گـذر زمان اسـم کـتابـي است که تـوسـط محـسـن صـديـقـي نـويـسـنـده ، اسـتاد و مـحـقـق سـقـزی در سـال 1377  نـوشـته شـده است با تـوجـه به مـطالـب بـسـيار خـوانـدنـي آن سـعـي کـردم خلاصـه ای از آن را که بـيـشـتـر در مـورد وقايـع سـقـز بود در ايـن قـسـمـت وارد نـمايـم هـمچـنـيـن با تـوجـه به آرشـيـو جالـبـي که از عکـسـهای قـديـمـي و شخـصـيـتهای مخـتـلـف سـقـزی در ايـن کـتاب وجـود داشـت حـيـف دانـسـتـم که از آنها در ايـن قـسـمـت اسـتـفاده نکـنـم با تـشـکـر از ايـن اسـتاد گـرانـقـدر.

 کـردسـتان و سـقـز در گـذر زمان

داسـتاني است طـولانـي . حکايـتـي است عجـب از غـربت سـرنوشـت بـشـر . دانـتـه فـيـلـسـوف و نويـسـنـده نامـدار ايـتالـيايـي نويـسـنـده کـتاب 3  جـلـدی کـمـدی الـهـي مـي نويـسـد : (هـرگاه ما که به کـسانـي از نـوع خـود غـبـطه مـي خـوريـم ، اگـر مـي تـوانـسـتـيـم خـط  پايان زنـدگي آن انـسـانها را از روی خـطـوط  ناصـيه و پـيـشـانـيـشـان بخـوانـيـم ، نه تـنها به آنان و کار و شـغـل و مالـشـان غـبـطه نمـي خـورديـم ، بلکه بحال و پايان زنـدگانـيـشـان مـي گـريـسـتـيـم مـرحـوم سـيـف الـديـن خان (مـظـفـرالـسـلطـنه اردلان ) حاکـمـي مـقـتـدر نـسـبـت به زمان ـ دانا ـ سـياس ـ رشـيـد ـ شجاع  و در حـد اعلای اسـتـبـداد در مـنطـقه سـقـز حکـومـت نه ، بلکه سـلطـنـت مـي کـرد.

با سه دانگ قـريـه مـرخـوز و چـنـد سـوار مـسـلح  به تـفـنگهای ورنـدل و حـسـن مـوسـي و 5  تـيـر و 3  تـيـر روسـي . خان حاکـم با ايـن چـنـد سـوار و چـنـد بـرادر و مـلک انـدک مـرخـوز ،  پـنجـه در پـنجـه طايـفـه فـيـض الله بـيگـي عـشـايـر سـرشـيـو و گـورک و بانه ای مـي افکـند . باج به فـلک سهـل است بـلکه به خـوانـيـن فامـيـل خـودش که حکـمـدار و والـي کـردسـتان بـودنـد ، نـمـي داد .

حـتـي شـنـيـده ام بـدون حکـم و فـرمان والي ولايـت و شـاه مـقـتـدری مانند ناصـرالـديـن شـاه قاجار به حکـومـت ادامه مـي داد. بـقـول امـروز خان دشـمـنانـي در بـرون و مـخـالـفـيـنـي در درون مـرز داشت . دشـمـنان درون مـرز باداشـتـن ثـروت و چـنـديـن پارچـه املاک معـتـبـر هـمـواره با زياده روی حکـومـت مخالـفـت مـي کـردنـد و هـمـيـشـه آماده لطـمه زدن به قـدرت و حکـومـت اسـتـبـدادی سـيـف الـديـن خان مـرحـوم بودنـد. مـمـلکـت به صـورت مـلـوک الـطـوايـفـي اداره مـي شـد. در جـنـوب خـوانـيـن بخـتـياری و قـشـقايـي در پـشـتکـوه حـسـيـنـقـلـي خان ابـوقـداره در ارومـيه سـردار ماکـو در مـراغـه حاج صـمـدخان مـقـدم مـراغـه با بـدتـريـن وضع مـمکـن ناحـيه حکـومـتـي خـود را اداره مـي کـردند .

پـسـران و بـرادران و عـمـوهای شـاه هـر يک به حکـومت  ولايـتـي چـون خـراسـان به زحـمـت راضـي مـي شـدنـد در حکـومـت اول ابوالـفـتح مـيـرزای سالارالـدوله  پـسـر مـظـفـرالـديـن شـاه در کـردسـتان گـفـته بود :

ـ شـاه بابام کـردسـتان را بـمـن بخـشـيـده هـر کاری بکـنم کـسـي از من حـسـاب پـس نمـي گـيـرد بـيـچاره ملت غـيـر از تـسلـيـم و رضا چاره نـداشـتـنـد . در مـيان مخالـفـيـن حکـومـت سـقـز مـرحـوم حاج احـمـد مـلک الـتجاره با ايـنـکـه با مـرحـوم  سـيـف الـديـن خان باجـناق و هـر دو داماد مـرحـوم قاضـي محـمـد کـريـم و جـد خانـدان شـيـخ الاسـلامـي شـهـيـر به قاضـي کـوثـر بودنـد.

مـرحـوم حاجـي مـلک الـتجاره مـشـروطه طـلـب و وجـيـه الـمـلـه  آزاديخـواه طـبـق نوشـته مـرحـوم حاج حکـيـم  نـيـلـوفـری از دسـت سـتارخان سـردار مـلـي مـدال گـرفـته بود. در وقايـع تـبـريـز درانـقـلاب مـشـروطـيـت يـنام دسـته اکـراد مـبارز با مجاهـديـن تـبـريـز کـمک و هـمـراهـي مـي کـردنـد بـرادر ديگـر حاج محـمـود افـتـخارالـتجار در مـواقـع قحـطـي و هـنگامه درمانـدگي فـريادرس درمانـدگان بود حاج افـتـخار قـتـل برادرش حاج مـلک را در جـلـو مـنـزل دکـتـر مـيکائـل پـرهامـي معـروف به حکـيـم دکـتـر که امروزه بعـلت خـيابان کـشي وغـيـره اثـری پـيـدا نـيـسـت ، از ناحـيه مـرحـوم مـظـفـرالـسـلـطـنه و بانه ايـها و اسـمعـيـل آقا سـيـمـتـقـو با جـمعـي از اعـيان و تجار سـقـز بازداشـت شد .  به نوشـته مـرحـوم حاج تـيـمـورزاده  در کـتاب وحـشـت سـقـز با گـرفـتـن پـولـي نـزديک به بـيـسـت هـزار تـومان آن روز در پـنجـم رمـضان سـال 1341 هـجـری قـمـری قـبـل از افـطار به دسـتـور رسـتـم خان بانه ای تـوسـط نـصـرالله خان سـاوان پـسـرش در محـل معـروف به بـرج سـيـف الـديـن خان با زبان روزه خـفـه کـرد و از تـرس مـردم سـقـز جـسـدش را به رودخانه سـقـز مـي انـدازنـد . تا شـبـي احـمـد آغـه حـسـن پـدر مـرحـوم صالح محـمـودی خـواب مـي بـيـنـد جـسـد را در رودخانه سـقـز جـسـتجـو مـي کـنـد در فـقـدان آن مـرد کـريـم و خـيـرخـواه مـردم ، مـلـت سـقـز به تـمام معـني عـزادار شـدنـد بعـدها در اثـر شـکايـت مکـرر مـرحـوم حاج محـدامـيـنـي (مـوئـيـد الـمـمـالـک) شـريـف الـدوله بـنـي آدم حاکـم مـقـتـدر کـردسـتان و گـروس رسـتـم خان رسـتـمـي و حـبـيـب الله خان حـبـيـبـي مـشـهـور به قـبله عالـم جـد مـظـفـرخان حـبـيـبـي رئـيـس ايـل تـيـلکـوه را در سـقـز اعـدام کـرد. کاروانـسـرا معـروف به سـرای گـلـشـن و حـمام نـمـره چـنـد پارچـه آبادی مانـنـد کاني کـبـود و جـوشـن و خـيـدر به ارث به اولادش مـرحـومـيـن آقا محـمـد سـعـيـد پـدر سـروش امـيـني و آقا تـوفـيـق امـيـنـيان رسـيـد بعـدها مـرحـوم حاج کاکه حـمـه امـيـني ثـروت پـدر و عـمـو را از بـيـن بـرد مـنـزل مـسکـونـي سـقـز و قـريـه کـمـنـتـو به مـرحـوم شـريـفـي رسـيـد. وقـتـي قـبـرسـتان قـديـمـي سـقـز به وسـيله نـوری شهـردار نابـود شـد سـنگ قـبـرهای حاج مـلک و حاج افـتـخار که به خـط زيـبای حاج مـلک الکـلام بود ، از بـيـن رفـت .

مـرحـوم جـدم حاج صـديـق لاوزاره  شـهـيـر به حاج کارگـزار سـقـزی نـسـبـت به قـتـل حاج مـلک از خان حاکـم انـتـقاد کـرده بود بگـفـته مـرحـومـه عـمه ام شـبانه بـسـوی جـدم چـنـد تـيـر تـفـنگ انـداخـته مـي شـود که ناچار و قـهـرا با يک جـلـودار بـسـوی روسـتای قـلعـه گاه حـرکـت و وارد دولـت مـنـزل مـرحـوم اقـبال عـمـوی جـناب محـمـدخان کـيخـسـروی مـي شـونـد و مانـنـد هـمـيـشـه مـورد پـذيـرائي آقايان محـتـرم فـيـض الله بـيگـي قـرار مـي گـيـرد.

هـسـت انـدر صـورت هـرقـصه ای                            خـرده بـيـنان را زمعـني حـصه ای

در روزگار گـذشـته نعـمـت فـراوان بود عـرضه زياد و تـقاضا انـدک امـروز عـرضه کـم و تـقاضا زياد . آنـروز تهـيه کـنـنـده مانـنـد امـروز مـصـرف کـنـنـده نـبـود مـردم امـروز گـوشـت يخ زده ، روغـن نـباتـي ، بـرنج تايـلـنـدی ، پـنـيـردانـمارک و بلغار مـصـرف کـنـنـده بـودنـد. امـروز آ ب آشـامـيـدنـي سـالـم بـرق و آب و تـلـفـن به دورتـريـن دهات راه پـيـدا نـمـوده با وجـود آن حـمام های خـزيـنـه که خـرد و بـزرگ سـالـم و مـريـض در آن غـوطه مـي خـوردنـد .

مـردم شهـر و روسـتا از نعـمـت بهـداشـت بـرخـوردارنـد انـواع  سـبـزيـها و مـيـوه ها را زمـسـتان و تابـسـتان در دسـتـرس دارنـد . بـيـماريهای تـيـفـوئـيـد ـ مالاريا ـ آبـلـه و سـل تـقـريـبـا ريـشـه کـن شـده در صـورتـيکـه بـيـماريـهای سـکـته ـ فـشـارخـون و انـواع سـرطان امـروز بـيـشـتـر از گـذشـته کـشـتار مـي کـنـد مـردم به فـشـار خـون و قـنـد و چـربـي اهـمـيـت نـمـي دادنـد روغـن مـصـرفـي مـردم روغـن و کـره حـيـواني بـود از ايـن امـراض گـوناگـون خـبـری نـبـود در عـوض از آب و هـوای سـالـمـي اسـتـفاده نـمـوده در حالـي که امـروزه بعـلـت ازدياد جـمعـيـت شهـرها وفـور اتـومـبـيـلهای مخـتـلـف ، دود انـواع بخاريـها و کارخانجات نـزديک شهـر بعـلـت  فـراوانـي زباله ها محـيـط زيـسـت به مـردم تـنگـتـر مـي شـود . سـابـق مـردم نان مـصـرفـي خـود را در مـنـزل خـود پخـت مـي کـردنـد خـوب بـياد دارم در مـنـزل جـد مادريـم روانـشـاد حاج مجـيـد طاطائـي گـنـدم را از زمـيـن مـربـوط به خـودشـان بـدسـت آورده و در آسـياب مـتعـلـق به خـود آرد مـي کـردنـد ( ايـن آسـياب ها که هـر يک بـرای خـود گـردشگاه و باغـي بـودنـد از باغـهای مـلـقـرنـي از محـله سـنگ بـران امـروز شـروع مـي شـدنـد آسـياب کـريـوه ـ آسـياب وثـوقـي ـ آسـياب حاجـي مجـيـد طاطائـي ـ آسـياب حاجـي حـبـيـب ـ آسـياب مـرحـوم مـيـرزا رحـمـت الله نـصـرالله ـ  باغ قـوله ـ  لـطـيـف آباد (محـل سـربازخانه حالـيه) باغ مـامـشـا ـ باغ  آيـچـي  ـ از ايـن طـرف باغ معـروف به کافه حاجـي مجـيـد ـ باغ حاجـي عـبـدالـرحـمـن حـقـيـقـي (محـل حـمام صـفـری و رودخانه ولـي خان ـ از ايـن طـرف قـوپـي معـروف به قـوپـي حاجـي ذکـي ـ رقـه بـوار ـ قـوپـي شـيخ فـتاح ـ چهار طـرف سـقـز را تـبـديـل به گـلـسـتانـي کـرده بـودنـد ـ سـنـدی در اخـتـيار دارم که مـرحـوم جـدم تـمام باغ  و قـوپـي روبـروی سـقـز بـمـبـلغ  63  تـومان به کـسـابـت شـعارصالح ولـد حاجـي ذکـي فـروخـتـه انـد. خلاصه تـمام اطـراف سـقـز باغ  وبـسـتان و قـوپـي بـود مخـصـوصا باغ حاجـي مجـيـد در محـيـط حالـيه دادگـسـتـری با آن اسـتـخـر زيـبا و پـرآب که فـصـل گـل سـرخ آيـتـي از بـهـشـت  مـي شـد . مـتاسـفانه در شـهـريـور ماه سـال 1320  و بـلـوای عـشـايـر و آمـدن مـرحـوم سـرتـيـپ ابـراهـيـم ارفع و زمـسـتان سـرد آن سـال تـمام درخـتان بـيـشـه و باغـهای اطـراف شهـر را بـريـدنـد و به مـصـرف رسـانـيـدنـد .  بـرای شـما خـوانـنـده عـزيـز گـفـتـم تـشـريـفات پخـت نان در مـنازل اغـلـب دو يا سـه روز طـول مـي کـشـيـد . بعـد از تهـيه نان بـرای يک ماه و آن (کـولـيـره های خـوش مـزه بـرای صـبحانه) تـنـور هـنـوز سـرد نـشـده نـوکـر و کـلـفـت خانه لـباسـهای خـود را روی تـنـور داغ تکان مـي دادنـد از صـدای طـرق طـروق معـلـوم مـي شـد هـزاران جانـوار مانـنـد رشک و شـپـش در لـباسـها جا خـوش کـرده انـد . امـروز مـردم رعايـت بهـداشـت مـي کـنـنـد غـيـر از حـمام مـنازل از خـزيـنه در حـمام عـمـومـي خـبـری نـيـسـت . تـمام حـمام های بـيـرون مجـهـز به دوش آب گـرم و سـرد هـسـتـنـد ديگـر از آن لـنگ و حـوله هـمگانـي خـبـری نـيـسـت . ايـن رعايـت بهـداشـت هـمگانـي بـيـماريـهای واگـيـر و اپـيـدمـيـهای هـمگاني را از بـيـن بـرده . جـمعـيـت فـراوان شهـری و روسـتائـي در هـم ادغـام شـده باعـث گـرانـي و تـورم امـروزی شـده انـد .

کـسـاني که داشـتـنـد ، در پـايـيـز يک تا دو گـوسـفـنـد را بـصـورت قـورمـه در آورده گـوشـت زمـسـتانـشـان تأمـيـن بـود بـياد دارم يک جـفـت گـوسـفـنـد پـرواری تا 250  تـومان مـي خـريـدنـد در حالـيکـه امـروزه يک کـيـلـو گـوشـت با اسـتـخـوان ( چهار صـد و شـصـت تـومان خـريـده ام ) .

در خاطـرات 3  جـلـدی مـرحـوم حجـت الاسـلام شـيخ رئـوف ضـيائـي که محـقـق پـرتـوان آقای فاروقـي قـسـمـتـهايـي از آن را بـنام ( يادداشـتهائـي از کـردسـتان ) جـزو انـتـشـارات صـلاح الـديـن ايـوبـي در ارومـيـه چـاپ نـمـودنـد حاوی مـطالـبـي از وضع سـقـز ما در گـذشـتـهای دور مـي باشـد.

 از جـمله تأسـيـس اولـيـن جـمعـيـت شـيـروخـورشـيـد سـرخ ( هـلال احـمـر حـالـيـه ) در سـال 1308  شـمـسـي هـنگام مـسـافـرت رضا شـاه پهـلـوی به سـقـز مـنـزل جـد مادريـم مـرحـوم مـبـرور حاجـي مجـيـد طاطائـي با پـرداخـت يک لـيـره طلا حـق عـضـويـت شـاه با حـضـور مـرحـومان شـيخ رئـوف ضـيائـي ســردار اسـعـد بخـتـياری دکـتـر امـيـراعـلـم پـزشـک مخـصـوص شکـوه الـمـمـالک رئـيـس دفـتـر مخـصـوص شـاه . ديگـر تاريـخ وقـف و اوقـاف بـطـور رسـمـي  وقانـونـي در سـقـز . ( دريـن فـصل که قـسـمـتـي از تاريـخ اجـتـماعـي شهـر ما سـقـز بوده که مـتـأسـفـانـه به چـاپ نـرسـيـده نـويـسـنـده آن را از روی نـوشـته مـرحـوم ضـيائـي فـتـوکـپـي کـرده ام ) مـرحـوم شـيخ رئـوف ضـيائـي مـي نـويـسـد : آقای حاج مجـيـد طاطائـي و مـرحـوم مـلا هـدايـت مـدرسـي ابـوی اسـتاد عـزيـزمان ( آقای عـبـدالـرحـمـن مـدرسـي ) به اداره اوقاف سـقـز که تازه تاسـيـس شـده بود آمـدنـد و شکايـت کـردنـد حـمام سـلـيـمان خان مـوقـوفـه مـسجـد جامع سـقـز مـي باشـد ( مـرحـوم مـبـرور حاجـي مجـيـد طاطائـي جـد مادری نـويـسـنـده ناچـيـز ايـن مـطالـب بود به شـهادت کـسـانـي که آن مـرحـوم را ديـده بـودنـد حاتـم عـصـر خـود بود مـن اگـر از او و مـناقـب آن مـرد بـزرگ ديـن ودنـيا تعـريـف کـنم بايـد بگـويـم

شـب پـره پـر وصـف  کـنـد آفـتاب            مـي کـشـد از جـهـل به رويـش نـقـاب )

اما شکايـت ملا هـدايـت و حاج طاطائـي به ايـن صـورت مـطـرح شـد که حاج سـلـيـم صـديـق الـوازاره ( شـهـيـر به حاج کارگـزار سـقـزی ـ جـد پـدري اينجانـب محـسـن صـديـقـي نـويـسـنـده ناچـيـز ايـن مـطالـب ) حـمام را تـصـرف کـرده و حالا مـشـغـول است سـنگ و آجـر را در آورده و به فـروش مـي رسـانـد از تعـدی نامـبـرده جـلـوگـيـری نـمائـيـد . ( در آن مـوقـع حاج طاطائـي مـتـصـدی مـوقـوفات مـسجـد جامع سـقـز بودنـد ) در جـواب گـفـتـم اداره اوقاف بـمـدرک تـوجـه دارد شـهادت شـما بـدون مـدرک قابـل قـبـول نـيـسـت و نـمـي تـوانـد مجـوزی بـرای مـداخـله اوقاف باشـد . ايـشـان رفـتـنـد بعـد از دو سـه روز اسـتـشـهاد آوردنـد که در حـدود پـنجاه امـضا و مهـر از اشـخاص محـل داشـت هـمه شـهادت داده بودنـد که حـمام سـلـيـمان خان ( که فـعـلا جای دکاکـيـن آقای ابـراهـيـم صـديـقـي و اخـوان است و قـسـمـتـي از آن تـبـديـل به خـيابان شـده است . تـوضـيـح از مـرحـوم ضـيائـي مـي باشـد) مـوقـوفـه مـسجـد جامع است و ما بر وقـفـيـت آن گـواهـي مـي دهـيـم هـمـراه ايـشـان جـماعـتـي از اهـل محـل بـودنـد که حـضـورا ادای شـهادت کـردنـد چـون اداره با چـنـيـن وضعـيـتـي مـواجه شـده ناچار بود که در ايـن مـورد اقـدام مـقـتـضـي بـنـمايـد در جـواب گـفـتـم ايـن کاغـذ ها اسـتـشـهاد است و وقـف نامـه نـيـسـت مـن ناچارم که رونـوشـت آن را بـمـرکـز بـفـرسـتـم  و کـسـب دسـتـور مـطالـبه کـنـم . الـبـته اگـر اداره مجـوزی بـرای مـداخـله اوقاف بـبـيـنـد دسـتـور اقـدام را خـواهـد داد.

آقای طاطائـي مـتـصـدی مـوقـوفات مـسـجـد جامـع اظـهار داشـتـنـد که ايـن مکاتـبات يک ماه طـول دارد تا جـواب آن به سـقـز بـرسـد آقای حاج صـديـق الـوازاره ( مـرحـوم حاج مـيـرزا سـلـيـم ) ريـشـه سـنگ و آجـر حـمام را در مـي آورد تا حالا در حـدود هـزار تـومان به قـيـمـت امـروز آجـر و سـنگ حـمام را در آورده در خانه حاجـي عـلـي مـنـزل خانـم تازه اش انـبار کـرده ( حاجـي عـلـي پـدر مـرحـوم حاج مـصطـفـي ديـهـيـمـي ) بعـد از مـرحـوم حاج عـلـي با گـلـبـدن خانم بـيـوه ايـشـان و مادر حاج ديـهـيـمـي ازدواج کـردنـد ـ نـويـسـنـده .

با تـوجـه به قـدرت خـريـد پـول در آن دوره سـنـدی دارم که مـرحـوم جـدم حاج صـديـق الـوزاره تـمام بـيـشـه و قـوپـي معـروف به قـوپـي حاجـي ذکي (محـمـدی) که آخـريـن حـد آن قـوپـي شـيـخ فـتاح در جـوار پـل آهـنـي قـديـم سـقـز مـي باشـد جـدم مـرحـوم کارگـزار بـمـبـلغ 64  تـومان  يا شـشـصـد و چـهـل ريال به ( کـسـابـت شـعار صالح  ولـدحاجـي ذکـي بـبـيـع صحـيـح شـرعـي ) فـروخـتـه انـد . بـنابـرايـن با تـوجـه به قـدرت خـريـد پـول در مـعـامـلات هـزار تـومان پـول سـنگ و آجـر پـول فـراوانـي بوده است ( خـوانـنـده محـتـرم تـوجـه فـرمايـنـد قـوپـي و بـيـشـه نامـبـرده با  آب  واسـتـخـر و آن چـشـمه آب قابـل شـرب را بـياد دارم قـبل از آب و  لـولـه کـشـي شهـر سـقـز نـصـف اهالـي و مـردم از آب انجا اسـتـفاده مـي کـردنـد و حالا  نـيـز يک محـله بـزرگ و تـمام عـيار در جای آن و جـنـوب شهـر بـنا شـده . 64  تـومان بهای آن شـنـونـده را بـفکـر وا مـي دارد آنـهـم در مـقابـل بهای يک کـيـلـو گـوشـت به مـبـلغ 4500  ريال . وقـس عـلـيـهـذا ـ نويـسـنـده ) .

آقای حاجـي طاطائـي گـفـتـنـد تا وصـول جـواب مـرکـز سـنگ و آجـر را تحـت نـظـر بگـيـريـد که خـسـارتـي مـتـوجـه مـسـجـد نـشـود . عـيـن نـوشـته مـرحـوم ضـيائـي که در جـلـد دوم خاطـراتـش ثـبـت و چاپ شـده و مـن آنـرا فـتـوکـپـي نـمـوده ام ايـن است ، اداره اوقاف ناچار بود به ايـنـکـه اخـطاری به آقای حاج صـديـق الـوزاره  را بـنـمايـد که فـعـلا تا دسـتـور ثـانـوی و اقـدام مـرکـز از فـروش آجـر و سـنگ که از حـمام در آورده است خـودداری نـمايـد و مـداخـله تازه در سـنگ و آجـر حـمام نـنـمايـد.

معـزی الـيه که مـناسـبات خـصـوصـي با حکـومـت سـقـز داشـتـنـد مـوضـوع را بـرای خان حاکـم بازگـو و تـقاضای هـمـراهـي مـي نـمايـنـد . آقای حاج سـردار ( مـنـظـور محـمـدخان اردلان فـرزنـد مـرحـوم محـمـدعـلـي خان ظـفـرالـمـلـک حاجـي سـردار مکـرم اردلان) در آن مـوقـع محـمـدخان حاکـم سـقـز در نـظـر سـنـنـدجـي ها مـشـهـور و معـروف به ( حاج سـردار بـوچـک ) بودنـد.

مـرحـوم آقای شـيـخ روف ضـيائـي مـي نـويـسـنـد حکـومـت سـقـز مـرحـوم حاج سـردار مکـرم جـدا از مـن رفـع تـوقـيـف خـواسـت مـن ( مـرحـوم ضـيائـي نـويـسـنـده کـتاب) سـوابـق را از نـظـر ايـشـان گـذرانـدم  . چـون در گـزارش مـرکـز نـوشـته بودم که فـعـلا تـو وصـول دسـتـور سـنگ و آجـرهايـي را که از آنجا بـيـرون آورده انـد . تحـت نـظـر گـرفـته ام  و از بـيـرون آوردن سـنگ و آجـر جـلـوگـيـری بعـمـل آمـده است .

از قـبـول خـواهـش حکـمـران معـذرت خـواسـتـم  و خـواهـش کـردم تا وصـول دسـتـور مـرکـز تحـمـل نـمايـنـد . از آنجائـي که هـنـوز در مـمـلکـت قانـون و مـقـررات به درسـتـي رعايـت نـمـي شـد( هـنـوز اصـول خان خانـي در گـوشـه و کـنار مخـصـوصا در کـردسـتان به چـشـم مـي خـورد . م . صـديـقـي) مخـصـوصا حکـمـران وقـت سـقـز از خانـواده های پـر فامـيـل سـنـنـدج و پـدرانـش آبا عـن جـد حاکـم کـردسـتان بوده مـي خـواسـتـنـد در کارهای حکـومـتـي بـطـريـق اسـتـبـداد ناصـرالـديـن شـاهـي در کارها اعـمال نـفـوذ نـمايـنـد. از ايـن اعـتـذار من بـسخـتـي رنجـيـده و بارها گـله مـي کـردنـد و پـي فـرصـت بودنـد که انـتـقام انجام نـدادن دسـتـورش را از من بگـيـرنـد .

گـفـتم در ايـن آشـوب جهانـي و دنـياگـيـر مـرحـوم محـمـدحـسـيـن خان سـردار حاکـم مـهـاباد و سـيـف الـديـن خان اردلان حاکـم سـقـز مـي دانـسـتـنـد کـشـور ايـران بـي طـرف است خـود را حاکـم رسـمـي مـي دانـسـتـنـد و خـيال مـي کـردنـد مـمـلکـت بـي صـاحـبـشـان شـاه دارد مجـلـس شـورای مـلـي دارد و هـنـوز چـنـد صـباحـي نـيـسـت که ايـران از اسـتـبـداد به مـشـروطـيـت دسـت يافـته است و به خـيالـشـان نـمـي رسـيـد از طـرف يک افـسـر خارجـي بـدون حـکـم و فـرمان تـوقـيـف شـونـد.

بـلـه خـوانـنـده عـزيـز غارتگـران خارجـي تحـت پـوشـش جـهادی که به آن ايـمان نـداشـتـنـد هـمـراه خـوانـيـن داخـلـي که هـمـواره ( بـرای انـدکـي جـيـره و مـواجـب از دسـت اجـنـبـي) مـرتکـب هـر کاری و هـر خـيانـتـي مـي شـونـد ، آنان باعـث شهادت مـظـلـومانه دو حاکـم کـردسـتان (محـمـد حـسـيـن خان نـواده عـزيـزخان مکـری سـردار کـل)  و ( سـيـف الـديـن خان اردلان مـظـفـرالـسـلـطـنه)  شـدنـد . آن دو مـي دانـسـتـنـد بايـد بـرای حـفـظ بـي طـرفـي بکـوشـنـد زيـرا جـنگ به داخـل مـمـلـکـت کـشـيـده شـده خـشـک و تـر با هـم مـي سـوزد ، اما در اثـر خـيانـت جـمعـي بـي وطـن پـسـت بـدسـت جـمـعـي که در لـفـاف (جـهـاد و اسـلام) نـظـری نـداشـتـنـد از بـيـن رفـتـنـد  روانـشـان شـاد.

اگـر عـمـری باقـي باشـد به تـوفـيـق خـداونـد انـشـاالله دفـتـر دوم (سـقـز در گـذر زمان) که مـربـوط به وقايـع و  رويـدادهای جـنگ دوم جهانـي مـي باشـد و خـود شـاهـد وقايـع شـهـريـور 1320  بوده ام و آنها ديگـر ديـدنـيـها مـي باشـد بـيـشـتـر از امـروز خـوانـنـده عـزيـز را خـسـتـه کـرده و مـي کـنم  ياهـو...... .                   بر گرفته از سایت www.abehzad.com